قدری درنگ
آغازین ساعات روز ۱۲ ژانویه ۲۰۰۷ بود
مردم زیادی در ایستگاه مترو رفت و آمد می کردند
ضبط با دوربین مخفی شروع شد
فردی که کلاه بیس بال داشت شروع به نواختن ویولن کرد
و شش قطعه از شاهکارهای موسیقی را پیاپی نواخت
کسی توجه نمی کرد و همه شتاب زده از کنارش می گذشتند
پسر کوچولوئی ایستاد و اونو نگاه کرد
مادرش کشان کشان از اونجا دورش کرد
در طول ۴۳ دقیقه ای که ویولن زد
۱۰۹۷ نفر از کنارش عبور کردند
۷ نفرهم مکثی کردند ، انعامی دادند و رفتند
و حدود ۳۲ دلار از رهگذران دستمزد دریافت کرد
هیچ کس نمی دونست نوازنده ، جاشوا بل استاد موسیقی است
البته فقط یک نفر تونست اونو بشناسه
ویولن دست سازی که جاشوا باهاش نواخت ۳.۵ میلیون دلار می ارزید
و او با آن ، همین قطعات را دو شب قبل در کنسرتی نواخته بود
هر شرکت کننده هم برای شرکت در کنسرتش صد دلار پرداخت کرده بود
بعد از این ماجرا جاشوا بل گفت :
از این به بعد بدون شک وقتی از کنار نوازنده های خیابونی می گذرم بیشتر بهشون توجه می کنم
عزیز دلم
می دونی دور و برمون پر از نقاشی ها و موسیقی های خداست؟!
می دونی با یه درنگ و توقف می شه خیلی چیزا رو دید و شنید؟
می دونی مدام و شتابان از کنار چه شاهکارهائی می گذریم؟
و می دونی بچه ها اونا رو چه خوب درک و حس می کنند؟
کاش ...

قدری درنگ
